جوراب
جوراب در اصل عربی شده ی یک واژه فارسی است. اصل آن گوراب یا گورب است به همین معنی که ما امروز بکار می بریم و به پا می کنیم! خود عربها امروزه به آن جورب (Jawrab) می گویند و چند تا جوراب را هم جوارب می گویند. اینکه اصل کلمه گورب یا گوراب از کجا آمده و چه ریشه ای دارد نمی دانم که باید درباره آن تحقیق کنم.
وعده و وعید
عموما این دو کلمه را به یک معنا و بصورت کلمات اتباع تصور می کنند مثل خدم وحشم یا عده و عده (اولی به کسر عین و دومی به ضم آن) در حالی که این دو واژه دارای معنای متضاد یکدیگرند. وعده معنای مثبت دارد که گمان می کنم معادل فارسی آن واژه نوید باشد. اما وعید معنای منفی دارد و تا حدودی همان معنی تهدید را می دهد. پس وقتی گفته می شود فلانی وعده و وعید می دهد یعنی از یکطرف می خواهد امیدواری بدهد و از طرف دیگر قصد ترساندن دارد که در سیاست امروز این معنی را با هویج و چماق بیان می کنند.
از همین جا می توان فهمید که زبان عربی جنبه های جالبی دارد که با پس و پیش کردن حروف و ریختن آنها به قالبهای مختلف می تواند از یک ریشه معناهای متضاد بیرون بکشد. مثال دیگری که به ذهنم رسید واژه های معدود و عدیده است اولی به معنی کم تعداد و دومی به معنی پر تعداد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر